از برنامه یکنواخت زندگی خسته شدم... دلم یه تغییر میخواد... یه تغییر خوشایند...
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل
تنها کاری که میتونم برای خودم انجام بدم اینه که جلوی ضرر و بگیرم که بدهیم از این بیشتر نشه... امیدوارم بتونم موفق بشم...چون فقط در اون صورت میتونم خودم و ببخشم و دوست داشته باشم...
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل
تموم حرفایی که نوشتم همش از ته دلم بود...آخه هیشکی اینجا منو نمیشناسه...
چه جالب...با خودم میگم ادمها زمانی که همو نمیتونن ببینن و بشناسن و صرفا فقط حرفهای همدیگه رو میخونن راحت تر به هم اعتماد میکنن و راز دل بیرون میریزن... گنجینه دل آدما پر از رمز و راز و حرف ها و کارای یواشکیه که برای بعضیا کلیدش همین وبلاگه...
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل
بی برنامه نیستم ولی دلم میخواد حداکثر استفاده رو از زمان و داشته هام ببرم ولی افسوس که به زور از جام پا میشم و مرتب وقتمو هدر میدم...
میدونم زمانی که بچه دار بشم حسرت این روزا رو میخورم که چقد وقت داشتم و استفاده نکردم ولی بازم آدم نمیشم...
چقد نظم و انظباط تو زندگی مهمه...
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل
احساس میکنم خالی شدم از حرف... عوضش با خودم پر از مشغله ام... مشغله شغلی، کارهای عقب مونده که هرچی تلاش میکنم بازم تموم نمیشن...
دلم یه جو خیال راحت میخواد... تمرکز میخواد...
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل
یه جو آرامش بهم بدین... دیگه هیچی نمیخوام... دوس دارم خواب با کیفیت داشته باشم... نه نیمه شب از خواب بپرم نه لازم باشه صبح زود از خواب بیدار بشم...
این منم به تنهای خسته...
برچسب:
نویسنده: امیر پاکدل